السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
121
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
دانست كه ايشان در عرض حاكمان عصر ، خود را شايستهى منصب « امامت » و رهبرى بر امّت و همچنين پيشرو و رهبر حركت انتقادى و مخالفتآميز نسبت به حكومت وقت مىدانستند ، همچنانكه انبوه تودهى پيروان ايشان ، آن بزرگواران را « رهبر » خود به شمار مىآوردند ، و در اين حال ، هر امامى پيروان خود را به سوى امام بعدى رهنمون مىگشت و سيرهى ايشان اينگونه بود و نفوس مقدسشان در معرض محبوس گشتن و به شهادت رسيدن به دست حكّام جور قرار داشت ، خواه با زهر و خواه در ميدانهاى جهاد . اكنون اگر فرض كنيم كه يكى از آن بزرگواران براى پيروان خويش امامى ديگر را معيّن نكند ، در حالى كه تعيّن آن امام متوقف بر نصّ وى باشد ، معناى ترك تعيين امام بعدى ، جاودانگى امامت اين امام و راهبرى وى همراه قرآن ، در هر عصر و براى هر نسلى پس از آن زمان خواهد بود . چون دلالت عبارت : هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا در حوض بر من وارد شوند . بر تداوم وجود امامى معصوم از عترت ، به همراه قرآن كريم ، در تمامى اعصار ، كاملا واضح و صريح است . بدين جهت ابن حجر چنين اظهار نظر مىكند : در احاديث وجوب تمسك به اهل البيت ، به عدم انقطاع حضور فرد شايستهاى از عترت ، تا روز واپسين جهت تمسّك امّت به وى ، اشاراتى رفته است ، همچنانكه قرآن كريم نيز تا روز حشر مستمسك امت خواهد بود . ازاينروست كه اهل البيت « أمان » أهل زميناند و حديث « در هر نسلى از امّت من ، عادلانى از اهل بيت من وجود خواهند داشت » ، نيز بر اين حقيقت دلالت دارد « 1 » . حديث « هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد » اين حديث با تعابير مختلفى - كه همگى به يك معنايند - در كتب اصلى حديث شيعه و سنّى نقل شده است و در اين زمينه توافق بخارى و مسلم « 2 » از اهل سنت و صدوق ، ابن بابويه و حميرى و صفار از شيعهى اماميّه « 3 » ، بر نقل آن ، خود كاملا گوياست و بسيارى از بزرگان
--> ( 1 ) . الصواعق المحرقه / ابن حجر عسقلانى / ص 149 . ( 2 ) . صحيح بخارى / ج 5 / ص 13 / باب فتن ؛ صحيح مسلم / ج 6 / صص 21 و 22 / ح 1849 . ( 3 ) . الكافى / ج 1 / ص 303 / ح 5 و ج 1 / ص 308 / ح 1 و 2 و 3 و ج 1 / ص 378 / ح 2 و ج 8 / ص 129 / ح